شب اول قبر

عاشق نوشتن بودم و این نوشتن نیاز به ارضاء داشت و برای برآوردنش روی به این صفحات خود ساخته آوردم. داستان هایی را روایت می کنم که گاه واقعی اند و گاه برآمده از خاطرات بخشی از زندگی خود و آدم هایی است که برای سال ها به این سرای فانی قدم نهاده و همچون مبارزانی٬ می جنگند٬ زخمی می شوند٬ اسیر می شود و گاه گداری نیز طعم گس پیروزی را می چشند. گس چون می دانند که ماندنی نیست. لیکن پایان همه گیشان یکی است و آن قبر!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>